تبليغاتX
تارنگار حماسه



کدام عقل مضموم است؟

عقل حسابگر، عقل توجیه گر نفس جاه طلب یا عقل حقیر ماده پرست؟

عقل مادی در اوج رفاقت هم پست است. پست، حتی در اوج استدلال.

عقل محبوب کدام است؟ عقل محکوم عشق، عقل سرخ، عقل توجیه گر عشق، عقل حسین (ع)، عقل آقا مصطفی چمران و عقل همت و جهان آرا ؟

عقل مادی می ماند و یزید بودن را توجیه می کند.

عقل سرخ می رود و حسین بودن را تفسیر می کند.

 گفتم کجا؟

              گفتا: به خون

گفتم چرا؟

              گفت: از جنون

گفتم که کی؟

              گفتا: کنون

گفتم نرو

             خندید و رفت...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387;ساعت 23:38;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تا خدا فاصله ای نیست، بیا، با هم از پیچ و خم سبز گیاه، تا ته پنجره بالا برویم و ببینیم خدا، پشت این پنجره ها، لحظه ای کاشته است؟! تا خدا فاصله ای نیست، بیا با هم از غربت این نادانی، سوی اندیشه ادراک افق، مثل یک مرغ غریب، لحظه ای، پر بزنیم...کاش، می شد همه سطح پر از روزن دل، بستر سبز علف های مهاجر می شد... یا همان فهم عجیب گل سرخ، یا همین پنجره گرد و غبار، تا مرا با تو از این سادگی مبهم ترس، ببرد تا خود آرامش احساس پر از فهم وصال ... . تا خدا فاصله ای بود اگر...، من چه می دانستم، که اقاقی زیباست؟! یا گل سرخ پر از سر خداست؟! یا اگر بود که من، لای اوراق پر از سجده برگ، رمز تسبیح! نمی نوشیدم! و از آن رویش مرطوب شعور من و تو، در دل گرم و پر از شور امید، خطی از عشق نمی فهمیدم! من، به پرواز خدا در دل من، در دل تو، مثل هر صبح پر از آیه و نور، بارها! معتقدم و قسم می خورم این بار، به هر آیه نور، تا خدا فاصله ای نیست، بیا ... 

                                           Your Image Thumbnail             

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387;ساعت 1:0;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 2/1/1353                 میزان تحصیلات: دوم راهنماییشهید آموزگار

تاریخ شهادت: 3/9/1366             محل شهادت: جزیره مجنون

 

آن روز که دروازه های بهشت به بهانه جنگ گشوده شدند، سربداران، عاشقانی که سکوتشان هلهله ای بود و دلهایشان معبرهایی روشن به آن سوی افق، در امتداد خاکریزها و سنگرهای خون رنگ با خطر هم خانه شدند و عشق به الله را در وادی خون با نثار جان به اثبات رساندند.

مرتضی در دامان مادری مهربان و زیر سایه پدری آموزگار چشم به جهان گشود. دوم ابتدایی بود که پدرش به خیل شهیدان پیوست و او همچنان با تلاش و جدییت، تحصیلات خود را تا دوم راهنمایی ادامه داد. اما مرتضی از تبار شهیدان بود... سرانجام در مهرماه 66 به اتفاق جمعی از دوستانش عازم جبهه شد و پس از چند ماه حضور در جبهه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به ملاقات پدر شتافت.                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387;ساعت 0:19;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 10/4/1341                 میزان تحصیلات: دیپلم مکانیکشهید دهبود

تاریخ شهادت: 2/1/1361             محل شهادت: شوش

او تنها پسر خانواده بود. پدرش به لحظه هایی می اندیشید که برای او حجله عروسی برپا کند... ولی بارها در پاسخ و اصرار پدر مبنی بر ازدواج گفته بود که مساله مهم ما جنگ است... و پدر تنها پسرش را به خدا سپرد و دل به دریای طوفانی جبهه ها زد...

پس از گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی در هنرستان تحصیل کرد و دیپلم مکانیک گرفت. در تدارک بود که وارد نیروی هوایی شود ولی اخبار جبهه ها او را در مسیری دیگر قرار داد و در اسفندماه 60 به مناطق عملیاتی رفت و پس از یک ماه حضور در صف رزمندگان اسلام در منطقه شوش به دیدار دوست شتافت و جام شهادت را سرکشید.

فرازی از وصیت نامه شهید: پیامی برای برادران دانش آموز خود دارم: ای برادران عزیز، ما در سنگر جبهه و شما در سنگر کلاس به مبارزه علیه دشمن بپردازید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387;ساعت 0:35;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 8/3/1350                 میزان تحصیلات: سوم راهنماییشهید بهادری

تاریخ شهادت: 2/5/1365             محل شهادت: مهاباد

چون پاره آفتاب افروخته ای

                                 رسم دگری به شمع آموخته ای

در اوایل خردادماه دیده به جهان گشود. از کودکی به عشق و محبت آراسته بود. صبح در پی در و مشق بود و بعد از مدرسه کمک حال پدر. دوران ابتدایی و راهنمایی را به تحصیل پرداخت. با شروع جنگ،مجید که عشق و علاقه ای وافر به جبهه و جنگ داشت به هر دری زد تا به جبهه برود اما موفق نشد. چون سن و سال او هنوز اجازه رفتن به جبهه را نمی داد.شناسنامه اش را دستکاری کرد و موفق شد عازم جبهه های کردستان شود. انگار کسی از انتهای افق با صدای عشق، صدایش می زد. دلش هوای رفتن داشت و میل رسیدن. و سرانجام در کسوت یک بسیجی عاشق، به دیدار معشوق نائل آمد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387;ساعت 0:24;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 1349                       میزان تحصیلات: اول هنرستانشهید صالحی

تاریخ شهادت: 13/12/1365         محل شهادت: شملچه

بیـا  در  خـدا  خـویـش  را  گم کنیـم      بــه رسـم  شهیـدان  تکـلـم  کنیـم

در این عرصه با یار بودن خوش است    به رسم شهیدان سرودن خوش است

نگاه کن آسمان هم پای من می گرید... باران اشک بر قلبم می ریزد و امانم را بریده... وجودت صفای آسمان و صمیمیت باران بود... شلمچه یاد آور رشادت های توست و راهت تا ابد پاینده باد.

از همان کودکی پسری کنجکاو بود. دوران ابتدایی و راهنمایی را پشت سر گذاشت و وارد هنرستان شد که با شهادت برادرش، شوری در او افتاد که آرامش نمی گذاشت. سرانجام با دو نفر از همکلاسی هایش همراه سپاهیان محمد رهسپار شد و به همراه دوستانش در شلمچه، در عملیات کربلای 5،به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.  

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387;ساعت 0:48;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 3/3/1343                 میزان تحصیلات: سوم راهنمایی

تاریخ شهادت: 1/1/1361             محل شهادت: شوش                            شهید جوکار

بر زخـم هـزار سـاله مرهـم شـده ای

سـر دسته عــاشقان عـالم شده ای

افـــزون شـده از نــام تـو آوازه عشـق

هرچند ز جمع عاشقان کم شده ای

از آنجا که اولین فرزند خانواده بود، از همان کودکی در کشت و زراعت به پدرش کمک می کرد و همزمان دوران ابتدایی و راهنمایی را پشت سر گذاشت. سوم راهنمایی بود که برای اولین بار عازم جبهه شد تا این که در منطقه شوش و در عملیات بزرگ فتح المبین، در اولین روز عید، به دیدار یار شتافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387;ساعت 0:44;  توسط زهرا هاشمی;  | 

ستاره ها هرگز قمرهای مصنوعی را در خاطر خود زنده نگه نمی دارند،اما

    هیچ گاه نمی توانند یاد قمر های حقیقی، یعنی گلگونه های بستان خدا،

      یعنی شهیدان با صفا را فراموش کنند.

        آسمان با همه بلندیش در برابر عظمت اندیشه و اعمال شهیدان،احساس

          شرمندگی دارد. خورشید همه نورانیتش را،نثار دل و چهره شهدا می کند.

             سکه عشق همیشه به یاد شهیدان ضرب می شود و فریاد حق طلبی و

               عدالت خواهی، با یاد آنان ثبت می شود.

                 دریا باهمه بزرگی و عظمتش سردر پای شهیدان می ساید و درختان بلند  

                   سرسبزی و ثمر بخشی خویش را در برابر ایستادگی و بالندگی شهیدان،

                     ناچیز می یابند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387;ساعت 1:12;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 1344                       میزان تحصیلات: متوسطهشهید هاشمی

تاریخ شهادت: 12/1/1361           محل شهادت: شوش

شما فریاد زنده عشقید... حدیث پرکشیدنتان تنها یک خبر است ولی حقیقت حضورتان در تمامی لحظه های معنوی این ملت، آشکارا مشهود است. هر گوشه ای از این دیار که خون شقایقی متبرکش کرده، فریادگر جاودانگی شماست...

دوران کودکی را در حالی سپری کرد که همواره پرشور و با نشاط بود. سن زیادی نداشت که با امام آشنا شد. صدای « هل من ناصر ینصرنی » امام را که شنید لبیک گویان سنگر جبهه را بر سنگر تحصیل ترجیح داد. هنگام عملیات فتح المبین در حالی که فرمانده گردان 5 نفر را جهت شکستن خط دشمن خواسته بود،سومین نفری بوده که اعلام آمادگی می کند اما به خاطر سن کم و جثه ضعیف با مخالفت فرمانده روبرو می شود ولی با اصرار خود در گروه خط شکن به دل دشمن می زند و بالاخره در حالیکه 16 سال بیشتر نداشت، نوروز را با شهادت خود جشن گرفت.

فرازی از وصیت نامه شهید:بهترین عمل مومن جهاد در راه خداست و امروز بهشت زیر سایه شمشیرهاست...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387;ساعت 0:38;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 1/4/1346                 میزان تحصیلات: اول دبیرستانشهید کرمی

تاریخ شهادت: 19/10/1365             محل شهادت: جزیره مجنون

دلم می خواهد دوباره لحظه های با تو بودن را لمس کنم. دلم می خواهد که دیدگانم را از شط مهتابی نگاهت سیراب کنم و چون نامت را صدا زنم، مانند شبنم تو را آرام و بی صدا در کنار خود بیابم... اما افسوس که قطار زمان هرگز به عقب باز نمی گردد... امید است یاد تو، مشعل و چراغ راهم باشد.

علیرضا تحصیلاتش را تا اول متوسطه ادامه داد. در اثنای تحصیلات دبیرستان شور و اشتیاق حضور در جبهه قرار را از او ربوده بود و در کسوت مقدس بسیج راهی مناطق عملیاتی شد. دوستانش نقل می کنند که وی همیشه با وضو بوده و نیز بسیار با محبت و خوش خلق و تلاش می کرد پیش سلام باشد. سرانجام در 19 دیماه در جزیره مجنون، قلب مالامال از شور و عشق و ایمانش، با گلوله صدامیان از تپش ایستاد و به آرامش ابدی رسید.

فرازی از وصیت نامه شهید: چقدر شورانگیز است به سوی معبود پر گشودن و چه عارفانه است آخرین ناله های خود را در راه حسینی سر دادن و چه گواراست در راه خدا و حفظ اسلام و قرآن در خون خود شناور شدن...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387;ساعت 0:51;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 1353                     میزان تحصیلات: سوم راهنماییشهید شکوهی

تاریخ شهادت: 4/12/65            محل شهادت: شهرک 60 (شلمچه)

آزاده و سربلند بودی. این را دشت ها و قله های دیارت به تو آموخته بودند. مردانه قد برافراشتی. وجودت به لطافت سپیده سحری و زلالی باران بهاری بود. سوختن بی هیچ ناله و در اوج شکفتن،درسی است که از تو آموخته ام. اینک ایستاده در این وادی، در این بن بست غریبی، زیر تلی از خاطرات سرخ شما مدفونیم و می خواهیم برگی از دفتر زرین زندگیت را مرور کنیم.

در یک خانواده مذهبی و متدین دیده به جهان گشود.همزمان با وارد شدن به دوره راهنمایی، فعالیت های انقلابی خود را شروع کرد و با تاثیر پذیری از دوستان شهید خود و لبیک گفتن به ندای رهبرش و به رغم سن کم و تنها فرزند پسر بودن، شوق جهاد در راه خدا وجودش را تسخیر کرد و در نهایت عازم جهه های جنوب گردید و پس از رشادت های فراوان بالاخره در جبهه شلمچه به آرزوی دیرینه خود که رسیدن به لقاالله بود، رسید و بر اثر انفجار خمپاره و اصابت ترکش، شربت شهادت را نوشید.

فرازی از وصیت نامه شهید: ای جوانان نکند در خواب ذلت بمیرید که حسین در میدان نبرد و علی در محراب شهادت و علی اکبر با هدف شهید شدند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387;ساعت 0:53;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 11/5/1340                 میزان تحصیلات: چهارم هنرستانشهید امیری

تاریخ شهادت: 2/1/1361             محل شهادت: کرخه

 

به جاست تا به ابد بر سریر سرخ شفق

                                               نشان غیرت و ایثار و پایداریتان

حمید در مرداد ماه 1340 قدم به کره خاکی نهاد و دوران ابتدایی و راهنمایی را سپری نموده، وارد هنرستان شد. چهارم هنرستان بود که با قلبی مالامال از عشق و ایمان و همپای سایر بسیجیان دست به سلاح برده و به دفاع از دین و وطن پرداخت و قریب به یک ماه دانش آموز مکتب عرفانی نور علیه ظلمت بود تا اینکه در دوم فروردین 61 شهد شهادت نوشید و در منطقه کرخه، شمع وجودش در پرتو خورشید ازلی ذوب گردید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387;ساعت 0:13;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 4/3/1351                 میزان تحصیلات: اول راهنماییشهید شاکری

تاریخ شهادت:4/3/67            محل شهادت: شلمچه

امروز آسمان خیالم ستاره باران است و من این همه ستاره را از آسمان چشمانت ربوده ام. نگاهت منظومه بلند محبت و خاطراتت امتداد روز است. چه زیبا قدم به کره خاکی نهادی و زیباتر اینکه شانزده سال بعد در روز تولدت پر کشیدی... پر کشیدی به بیکرانه ها و اینک صدای سبز حیات در پرواز سرخ تو موج می زند...

در همان دوران کودکی علاقه شدیدی به مسجد و نماز جماعت داشت. در مسابقات قرآن و اذان و نهج البلاغه اولین نفری بود که ثبت نام میکرد. روح بلند و بزرگی داشت و هنگامی که پیکر شهیدی را در منطقه تشییع می کردند، روحیه فداکاریش بیدارتر می شد تا جایی که وجدان درونی آرامش را از او گرفته بود. به دور از چشم خانواده ثبت نام نمود و راهی جبهه شد. به میدان نبرد که رسید خانواده را مطلع کرد که برای لبیک گفتن به ندای امام به جبهه رفته است. سرانجام پس از 5 ماه حضور در منطقه عملیاتی شلمچه، در عملیات کربلای 4 به فیض شهادت نائل آمد.

فرازی از وصیت نامه شهید: الهی ... مرا نیامرزیده از دنیا مبر ... . وصیت نامه ام را در یــک جمله خلاصه    می کنم:بیایید مسلمان واقعی باشیم نه مسلمان ظاهری...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387;ساعت 0:5;  توسط زهرا هاشمی;  | 

تاریخ تولد: 1347                    میزان تحصیلات: دوم راهنمایی            شهید حدادی

تاریخ شهادت:22/12/1363      محل شهادت: جزیره مجنون                   

محل دفن: ...جاویدالاثر...

زیر قاب عکست نوشته اند ( مفقود الاثر ). خنده دار است. همه جا نشان از اثر و یاد تو دارد. با غروب خورشید، در خوابم طلوع می کنی و با طلوع خورشید در بیداریم. چگونه می شود گفت که تو مفقود الاثری. تو جاوید الاثری... . به عطر حضور تو تکیه نموده ام و رضای حق را در فراق تو یافته ام. هرگاه دلم بهانه تو را می گیرد، به زیارت شهدای گمنام می روم. تو ( فضل ) خدا بودی، تاب ماندگاری و سکون را نداشتی. آخر ، فرق جویبار و برکه در همین است. تو مجنون جزیره مجنون بودی. شیدای حق، که از نیزارهای جزیره مجنون پای به پلکان عروج نهادی و به حق پیوستی. تو عین اثر و جاودانگی هستی... . تو ... جاوید الاثری...

شهید حدادی در یک خانواده زحمتکش و متدین متولد شد. در حال تحصیل در دوره راهنمایی بود که وجود پاک و عاشقش پرپر شدن جوانان در جبهه ها را تحمل نکرد. طی ۲ مرحله در اول شهریور ۶۲ و سپس ۲۰ بهمن ۶۳ راهی سرزمین های نبرد شد و مردانه سینه سپر نمود و در عملیات بدر روحش به ملکوت اعلی اوج گرفت و تا کنون اثری از جسم پاکش به دست نیامده است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387;ساعت 22:24;  توسط زهرا هاشمی;  | 

شهید پناهیتاریخ تولد: 1344                    میزان تحصیلات: سوم راهنمایی

تاریخ شهادت: 30/9/61           محل شهادت: پاسگاه زید

به تو و دیگر شهیدان که فکر می کنم، فضای ذهنم از عطر بهشت پر          می شود. تو غرق آبشار آفتاب بودی. مردی از تبار ولایتیان، از قبیله زخم جامگان. آنان که عشق رهبر در دلشان چون به جوانه نشست، لبیک به فرمان او را بر خود تکلیف کردند.

دوران ابتدایی را سپری کرد و سپس در مقطع راهنمایی به تحصیلات خود ادامه داد تا اینکه در سال سوم راهنمایی در حالی که فقط چند روز از شروع سال تحصیلی می گذشت، جهت اعزام به جبهه های حق علیه باطل نام نویسی کرد. پس از اتمام دوره آموزشی به جبهه رفت و در منطقه پاسگاه زید حضور پیدا کرد و سرانجام بر اثر اصابت خمپاره دشمن به درجه شهادت نائل آمد.

فرازی از وصیت نامه شهید: ما نباید دنباله رو هوای نفسانی باشیم و باید به فکر آخرت خود باشیم. پس چه بهتر که با دست پر از اینجا برویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387;ساعت 22:9;  توسط زهرا هاشمی;  | 

شهید نوروززادهتاریخ تولد: 6/6/1346                   میزان تحصیلات: سوم راهنمایی

تاریخ شهادت: 30/9/1361             محل شهادت: پاسگاه زید

پروازشان پرواز بود آن ها که رفتند

                                           پایانشان آغاز بود آنها که رفتند

او به نسلی تعلق داشت که باید خالق تحولی عظیم می شدند؛ نسل یاران امام، نسل حماسه و انقلاب. هرچه بزرگتر می شد تواضع و فروتنی او بیشتر می شد. به خدا توکل داشت و در هر کاری از او یاری می جست. هنوز دوران تحصیلی در مقطع راهنمایی به پایان نرسیده بود که ذوق و شوق جبهه ها بی قرارش کرد. بالاخره در سن 15 سالگی عازم خط مقدم شد و لباس خاکی بسیج بر تن کرد تا عروج بیاموزد و نشان دهد که از خاک تا به افلاک به اندازه سوز درون فاصله است. وی پس از 70 روز از اولین حضورش در عملیات پیروزمندانه خیبر شهد گوارای شهادت سرکشید و به جاودانان همیشه تاریخ پیوست.

فرازی از وصیت نامه شهید: خواهرانم را به حجاب و برادرانم را به احترام به پدر و مادر سفارش می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387;ساعت 22:7;  توسط زهرا هاشمی;  | 

شهید فخریتاریخ تولد: 7/10/1345                میزان تحصیلات: سوم راهنمایی

تاریخ شهادت: 12/8/1361           محل شهادت: عین خوش

ای شهید، ای خورشید آسمان جاودانگی، کاش می توانستم برای نوشتن از تو، درون قلم، جوهر ستاره بریزم. آن وقت سپیدی کاغذ غرق نور می شد چرا که تنها ادای نام تو کافی است تا ورق ها ستاره باران شود. تو خود آبروی بارانی و بهانه نور افشانی ستارگان. من و دیگر جاماندگان قافله عشق، برای رهایی از این سردرگمی در لحظات بی روح زندگی، به واژه های روشن تو که از  آب و آئینه است، تکیه داده ایم.

شهید فخری فرزند اول خانواده ای ساده و صمیمی است. از همان دوران نوجوانی با وجود این که هنوز به سن تکلیف شرعی نرسیده بود،پیوسته نماز را می خواند و روزه می گرفت و با تعدادی از همسالان خود، نماز را در مسجد محـل اقامه می کردند. شهیـد فخری در کلاس سوم راهنمایی درس می خواند که تصمیم گرفت ندای (هل من ناصر) امام خود را لبیک گوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387;ساعت 13:38;  توسط زهرا هاشمی;  | 

شهید لطفیانتاریخ تولد: 1341                    میزان تحصیلات: دوم دبیرستان

تاریخ شهادت: 21/11/60         محل شهادت: تنگه چزابه

هنوز هم خاک های غرق در لاله از شمیم عطر حضورت غرق مستی است و در هر معبری که منتهی به نور می شود، یادگاری از تو پنهان است و هر شامگاه که ماه به میهمانی آسمان می آید، خاک قتلگاهت پر از بوسه ستاره می شود و نام سرخت برای همیشه واژه جاودانگی را تفسیر می کند.

دوران خردسالی اش در مکتب سبز خانواده به درس عشق به خدا و ائمه اطهار سپری شد. عاشق مولا بود و عشق عجیبی به سردار بی سر عاشورا داشت. با شروع جنگ تحمیلی، راهی جبهه شد و چون دوست صمیمیش به شهادت رسیده بود، خود را برای شهادت آماده کرد و سرانجام در حالی که فقط 19 بهار از زندگی زیبای او گذشته بود، شربت شیرین شهادت را نوشید.

فرازی از وصیت نامه شهید: اگر جنازه ام پیدا نشد،به قول شهید کافی آخرت حتماً پیدا می شود.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387;ساعت 22:42;  توسط زهرا هاشمی;  |